الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

93

علل الشرايع ( فارسي )

اسبان بيائيد ) و در آن سرزمين اسبى نماند مگر آنكه بنزد ايشان آمدند و مطيع و منقاد آنها گرديدند ، و به اين سبب بود كه اسبان را جياد ناميدند ، و از آن روز ببعد اهلى شدند ( و تحت تصرف بشر درآمدند ) و پيوسته از خدا خواهانند كه مورد محبت صاحبانشان باشند « 1 » . باب سى و ششم علت آنكه حضرت ابراهيم تمناى مرگ نمود با اينكه قبلا از آن كراهت داشت 1 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از حضرت باقر عليه السّلام كه چون حضرت ابراهيم أعمال و مناسك حج را بجا آورد بشام بازگشت و از دنيا رحلت فرمود . و علتش اين بود كه ملك الموت براى قبض روح او آمد ، آن حضرت اظهار كراهت نمود ملك الموت بناچار بسوى پروردگار برگشت و عرضكرد كه : ابراهيم از مردن كراهت دارد .

--> « 1 » و تأييد اين مطلب را مينمايد روايتى كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم نقل شده كه آن حضرت ميفرموده : اركبوا الخيل فإنها ميراث ابيكم اسماعيل ، سوار شويد بر اسبها زيرا ميراث پدر شما حضرت اسماعيل است . و در طرائف العلوم گويد : در علم بيطارى ثابت شده كه اسب خوب آنست كه داراى دندانهاى باريك و پيوسته و سفيد ، و لبهاى زيرين درازتر ، و بينى فراخ و كشيده ، و پيشانى پهن ، و درازگوشتر و ميان گوشها گشاده ، و باريك تن و خورد موى ، و سمهاى بلند و سياه ، باشد ، - و اسب بد آنست كه : چون صداى اسبان را بشنود جواب ندهد ، و چون او را بطويله برند دست چپ را پيش نهد و چنين اسبى شنا نميداند ، و ازرق چشم و زاغچشم شبكور مىشود ، و اسب سياه قدم فراموشكار خواهد بود ؛ و بيشتر اسبها يك استخوان در پهلوى راست زيادتر از دنده‌هاى چپ دارند و اگر دندهء راست و چپ اسبى مساوى شد در دويدن هيچ اسبى به او نميرسد .